کلمات کلیدی

, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,


کیف پول آلوما والت اصل
کیف پول آلوما والت اصل  قابل شستشو بدون نفوذ ذره ای آب  کيفي کوچک اما فوق العاده جا دار  راه حلی برای یک مشکل بزرگ   مناسب براي نگهداري کارت هاي عابر بانک، کارت های شناسایی و پول  فوق العاده مقاوم و شيک   ساخته شده از آلومینیوم با وزن بسيار سبک   براي اولين بار در ايران ...  سازماندهی پول و کارت های اعتباری شما در کمترین زمان ممکن
• پوسته آلومینیومی  • ساختار کاملاً ضد آب  • امنیت در برابر دستگاه های کارت خوان راه دور RFID  • طراحی فوق العاده باریک  • تقریبا خراب نشدنی !!!  • فوق العاده سبک می باشد  • بسیار کوچک بوده و در نتیجه حمل آن بسیار آسان است  • مناسب برای استفاده خانم ها و آقایان  • دارای محفظه کافی برای نگهداری کارت های عابر بانک، کارت ویزیت، کارت شناسایی و پول می باشد

روش خرید : برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.
قیمت فقط : 19,000تومانخرید پستی کیف پول آلوما والت اصل

عکس های جدید مهدی پاکدل + مصاحبه + پوستر

عکس های مهدی پاکدل بازیگر سریال ستایش + مصاحبه

عکس های مهدی پاکدل  - piks.ir

  piks.ir

_ یک بیوگرافی کوتاه از خودتان برایمان بگویید؟
پاکدل: در سال ۱۳۵۹ در اصفهان، جایی که فکر می‌کنم قافله هنر آخرین لنگرش را انداخته باشد، به دنیا آمدم. شش فرزند و من فرزند آخر هستم. در یک فاصله بیست ساله به دنیا آمدیم. برادر بزرگم حسین، سپس سه خواهر، بعد مسعود به دنیا آمد که عکاس سینماست و ته‌تغاری خانواده هم من می‌باشم.
_ چه شد رو به هنر هفتم آوردید؟


پاکدل: بهتر است به جای این که بپرسید چه شد که پناه به هنر بردم، از بقیه بپرسید چرا به این وادی وارد نمی‌شوند. علتش معلوم است. بیش از حد به کیفیت زندگی باور دارم. من هم جاودانگی را دوست دارم و جاودانگی در ذات هنر است، خب از جایی بیاد شروع می‌کردم.
چند سال پیش از هجرت به تهران در رشته گرافیک دانشگاه آزاد پذیرفته شدم، از این رو به تهران آمدم. برادرم آن زمان مدیر تئاترشهر بود. لذا آن ساختمان استوانه‌ای، بهترین دانشگاه علمی و عملی‌ام شد. مدتی این در و آن در زدم تا خودم را پیدا کنم. سپس به شکل جدی در کلاس‌های پانتومیم سیروس شاملو شرکت کردم. بعد از مدتی جذب تئاتر شدم و رشته گرافیک را در کنار فعالیت‌های تئاتری با طراحی پوستر و بروشور برای نمایش‌های مختلف دنبال کردم. در سال ۷۶ اولین بازی‌ام را در نمایش اثر سیروس شاملو به صحنه بردم. پنج، شش سال مداوم و نفس‌گیر تئاتر کار می‌کردم تا این که در اولین کار تلویزیونی‌ام به نام کاری از حمید لبخنده، ایفاگر نقش شدم. در آن مجموعه با حمیدرضا پگاه، یکتا ناصر، سام درخشانی و سولماز غنی همبازی شدم. سپس در فیلم تلویزیونی برای حسن فتحی بازی کردم. بعد در مجموعه کار مسعود رسام نقش علی کابوی را پذیرفتم که از شبکه تهران پخش ‌شد.
_ و فیلم سینمایی چطور؟
پاکدل: سینما را هم با لبخنده شروع کردم. اولین فیلم‌ام بود. پس از آن در کار آرش معیریان، کار حسین قناعت و کار دکتر علی رفیعی و آخرین فیلم‌ام هم است که هنوز منتظر اکران آن هستم.
در شبانه در کنار هدیه تهرانی بازی کردم، از او بسیار آموختم؛ او تنها بازیگر خوبی نیست، انسان بزرگی هم هست. فکر می‌کنم این فیلم تابستان اکران می‌شود.
_ از نقش برادر بزرگتان، حسین پاکدل بگویید؟
پاکدل: به هر حال برادرم در تمامی زمینه‌ها، مرا راهنمایی می‌کرد. البته پدر و مادرم هم بی‌تاثیر نبودند. وقتی خوب نگاه می‌کنم می‌بینم، نقش مادرم در تربیتم پررنگ‌تر از دیگران است. مادرم اصالتا یزدی است. یزدی‌ها بیکاری و بی‌هنری را عار می‌دانند. تا حدودی این حالت در اصفهانی‌ها هم هست. این وسط من شدم عصاره فرهنگ تربیتی یزدی و اصفهانی. باور کنید از وقتی خودم را شناختم، در خانواده به خصوص وقتی دو برادر بزرگم در کنارم بودند، صحبت‌ها پیرامون هنر بود. سینما، تلویزیون، تئاتر و ادبیات. بسیاری از چهره‌های حرفه‌ای و مطرح سینما، تئاتر و ادبیات اغلب به خانه ما رفت و آمد داشتند. برادر بزرگم چندین دوره مدیر جشنواره بین‌المللی فیلم اصفهان بود. وقتی به اصفهان می‌آمد، همراه خود امواج فراگیر هنر را از همه جای عالم در قالب شخصیت‌های سینمایی به زادگاهم می‌آورد. از همان نوجوانی این موج‌ها مرا هم گرفت. با خود عهد کردم برروی این امواج سهمگین شنا کنم. فکر می‌کنم تاکنون توانسته باشم چند موجک را با سربلندی رد کرده باشم. به هر صورت خانواده خیلی کمک‌ام کردند. به تهران که آمدم تنها نبودم، باز هم در میان خانواده بودم. خانواده‌ای که تمام ۲۴ ساعت زندگیشان با هنر معنی می‌یافت. من این توفیق را داشتم که با بسیاری از بزرگان هنر این سرزمین از نزدیک همنشینی کنم. این اقبال بلندی است که تو این امکان را بیابی که همنشین کسانی باشی که سراسر ایران در تمنای یک لحظه اندیشان هستند. همه این‌ها زمینه‌ای شد تا در آثار درخشانی در تئاتر از جمله دیر راهبان، سیاها، قهوه تلخ، بی‌شیر و شکر، ریچارد سوم و در سینما در فیلم ارزشمند ماهی‌ها عاشق می‌شوند حضور یابم.
مهدی پاکدل

_ می‌خواهیم کمی از اولین شب آرامش صحبت کنید؟
پاکدل: تصویربرداری این مجموعه هفت ماه طول کشید و از آنجا که محیط بسیار دوستانه بود، هر روزش برای ما خاطره بود. هر روز صبح که در صحنه حاضر می‌شدیم، خود را با عشق به مکان فیلمبرداری می‌رساندیم که جا دارد از تشکر کنم، چون وضعیت بسیار خوبی به وجود آوردند. تصویربرداری از خردادماه ۸۴ آغاز و بهمن‌ماه به پایان رسید.
_ خاطره‌ای در زمان فیلمبرداری این مجموعه برایمان بگویید.
پاکدل: این دیگر جوابی کلیشه‌ای است، چون هر روز این حرفه خاطره است، باور کنید که به این شکل است، اما در یکی از شب‌های زمستان مشغول فیلمبرداری بودیم. ماه رمضان لوکشین در تهران بود. اما من باید با یک پیراهن نازک بهاری بازی می‌کردم و از دهانم هم نباید بخار بیرون می‌آمد. ساعت چهار صبح بود که عوامل تولید سریال، در یکی از خانه‌هایی را که برای سحری بیدار شده بودند، زدند و از آنان یخ گرفتند. من یخ را در دهانم گذاشتم تا این که از دهانم بخار بیرون نیاید و مشخص نشود که تصو%D

جستجوهای مرتبط

استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک گالری عکس پیکس مجاز میباشد
همکار عزیز خواهشاً رعایت کن ! ممنونم.

آبان ۴ام, ۱۳۹۲ | | دسته: عكس بازيگران مرد ايراني، مهدی پاکدل

       انواع فال و طالع بینی
فال حافظ
فال انبیاء
عضویت در سایت: ارسال جدیدترین عکس ها و مطالب داغ به ایمیل شما [اینجا کلیک کنید]



افزودن نظر: